تبلیغات
عاشقانه ها
 
درباره وبلاگ


به نام نامی عاشقانه ها
با سلام به همه ی دوستان عزیز تر از جانم
امیدوارم حالتون خوب باشه و روزگار به کام
در این وبلاگ میتونید دلنوشته های
این بنده ی حقیر رو ببینید
البته بیشتر به نثر مینویسم تا شعر
ولی خوب در انواع موج نو سپید و گاها کلاسیک
هم نوشته هایی دارم
دوستان این وبلاگ گاه به گاه به روز میشه
و منتظر حضور گرم شماست
امید دارم منو با نظرات صادقانه خودتون
به نوشتن دلگرم کنید
کارشناسی حسابداری هستم
و چون به زبان انگلیسی تسلط دارم
گاها به زبان انگلیسی هم شعر میگم
سبز باشید...

دلا ای دل بگو تا کی مرا با خود نظر کردن
دلا ای دل بگو تا کی مرا از عشق گذر کردن

مدیر وبلاگ : حمید زارعی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد متحرک کردن عنوان وب

دریافت کد موزیک آنلاین

عاشقانه ها
سیمای غریبی دارد سودای عاشقانه ها آن زمان که تو در من پژمرده باشی




http://38.media.tumblr.com/c7ebc1e0739d421c4541a655898e46b2/tumblr_mnnzduUeZ21rio9x5o1_500.jpg

Genuine love

Write down your dreams elegant

Because wishes emerge from dream

 

But remember

 The love emanating from the reality is sacred

  Not the one that stems from dreams

Written by: HamidZarei

 

عشق واقعی

رویاهایت را زیبا بنویس

چرا که آرزو (ها) برآمده از رویاست

اما  به یاد داشته باش 

عشق برآمده از واقعیت مقدس است

نه عشقی که از  رویا ها سرچشمه می گیرد.

نویسنده:حمید زارعی

http://static.facegfx.com/vector/2013/11/22/facegfx-vector-valentine-day-love-backgrounds-vector-03.jpg

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 24 مرداد 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

http://edge-img.datpiff.com/m3cf7472/Abyss_Da_DarkPanama_Red_From_My_Heart_With_Love-front-large.jpg

Heart affair

درگیری دل

My heart is depress so much that the sky is falling

دلم آنچنان گرفته  که  آسمان برایم می بارد

Earth Shakes and

زمین می لرزد و

Even alas has been crying for me

حتی افسوس برایم میگرید...

Others told me you are not here and…

دیگران از نبودن تو با من گفتند و...

Told them you are in my free heart

Tired of waiting…

من از بودن تو در این قلب خسته از انتظار...

Written By: HamidZarei

نویسنده: حمید زارعی

http://2.bp.blogspot.com/-FGSNp4A_gjM/TlGWN9YluEI/AAAAAAAACKY/f0oomZL-z-Y/s640/darken+heart.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 مرداد 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

http://api.ning.com/files/czF6wJsbSj1fiJQ9Q1byPbPZQviAhF-lVg*FcnVM9S63iFaQGt1xWFn*j8PlFPB5BPSCvRxyd-ZDV3sRfYplUMctBRaZLZ7g/heartinsky.gif

عاشقی را عشق است...

ای همه هستی من      دل من با دل تو می تابد

تو فقط با من باش و بخوان     این ندا را عشق است

 

عاشقی را عشق است           عاشقی را عشق است

 

با عشق تو نیست شدن را باید

از عشق گل خوار شدن را شاید

 

با شوق تو خاک شدن را گاهی

از نام گل پر پر شدن تا فانی

 

با  کام تو خندان شدن تا رویا

از سوز دل گریان شدن در شبها

 

ای همه هستی من    دل من با دل تو می تابد

تو فقط با من باش و بخوان    این ندا را عشق است

 

عاشقی را عشق است    عاشقی را عشق است

 

" با یاد تو دلتنگ شدن را عشق است

از شور دل شیدا شدن را عشق است"

نویسنده:حمید زارعی

http://31.media.tumblr.com/9018838fdc9ec5d00b9be86adefcac62/tumblr_n9kryu3Wkh1syllt8o1_400.jpg

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 مرداد 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

http://img.artbylena.com/albums/aa61/decorative-artworks/lena-karpinsky/000/837_1.jpg

Souvenirs Book

کتاب یادبود ها

I remember the amorous book dawn review…

سحرگاهان کتاب خاطره( ها)  را مروری   داشتم

As if it were you

گویی تو را یاد آور می شد

Line by line is written about you

خط به خط در مورد تو نوشته شده است

Watching everything has a sign from you

تماشای هر چیز نشانه ای ازتو دارد

Don't know where you are from

نمی دانم اهل کجایی

But waiting to have you long

اما  مدت  بسیاری است   برای داشتن تو در انتظارم

I just know

من فقط می دانم

Spring is blossoming romance with you

بهار عاشقانه ها با تو شکوفا می شود

نویسنده:حمید زارعی

http://img.artbylena.com/albums/aa61/decorative-artworks/lena-karpinsky/000/792_1.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

حکایت عشق همراه شدن با فریضه تنهایی است

که در  تاریکی اندوه بار شب در پی نور مهتاب باشی

و در اوج بی کسی ها در پی یار خود باشی...

نویسنده:حمید زارعی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 تیر 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

Inception (free verse)

تلقین

It took me a moment

یک لحظه مرا طول کشید

While glancing at me in terms of intimate

زمانی که از ته قلب مرا مینگریست

And again, a familiar sense of passion aroused in me

و دگربار حس آشنای اشتیاق (شهوت) را در من برانگیخت

Sounds a pleasant mood was shining within her eyes

انگار که حسی خوشایند در چشمانش موج میزد

But when she broke off our close relationship

اما زمانی که رابطه نزدیک ما را بر هم زد

There were no faults or secret through mind

تقصیر یا رازی بین ما وجود نداشت

Perhaps there is no other rise to sun again

شاید دگر خورشید طلوع نکند

Initially I knew has been followed

از آغاز میدانستم

Every bright sunshine dramatic tragedy

که هر طلوع درخشنده ای تراژدی چشمگیری را در پی دارد

When you abandoned this romantic miracle

آن هنگام که این اعجاز(واقعه شگفت انگیز) رمانتیک را رها کردی

Tears of mine blamed my heart wasting this pure warmth

اشکهایم قلبم را بخاطر هدر دادن این گرمای حقیقی سرزنش کردند

"Hard to comprehend the reason of love in loneliness

درک کردن دلیل عشق در تنهایی سخت است

Maybe an absolutely fascinating inception."

شاید یک تلقین بسیار فریبنده(دلیل آن باشد)

Written by: Hamid Zarei

نویسنده:حمید زارعی

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 18 خرداد 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()


The Adorable Skyfall (free verse)

سقوط ستودنی

Even a wide ocean of emotions

حتی دریایی کبیر از احساسات

May have no touch

لمس نخواهد کرد

On the collisions of my broken heart

تصادم های قلب شکسته ام را

But expect you to Know

لیکن تو را انتظار دارمت بدانی

My deep feelings in this vague existence

احساسات عمیقم در این هستی مبهم را

Since you rise up to the skies…

از آن هنگام که به آسمان ها عروج کرده ای...

Because you're the only adorable human who caught my soul

 زیرا تو تنها بشر قابل ستایشی هستی که جان مرا ربود

 And bloomed in my figures

و در افکارم شکوفه زد

The angles told me in a daydream

فرشتگان در رویایی خوشایند مرا گفتند

 That your beauty brightens the paradise

که زیبایی تو بهشت را درخشان ساخته است

 But missing you was my birth pangs

اما از دست دادن تو تولد دردهایم بود

And led me to a pleasant skyfall episode

و مرا به سقوطی دلپذیر و ضمنی(پیوسته)رهنمون کرد

I'll have your portrayal in my memories forever

من تصویر تو را برای همیشه در خاطراتم دارم

In my all fiction to genuine vision

در تصوراتم تا بینش حقیقی

As my love to end

تا سرانجام عشقم

In my life to death

تا پایان عمرم

 

 

My lord…

دوست من...

"Once and for all the skyfall deprives you to breath

So attempt to have a braveheart."

"یکبار برای همیشه آنچه از آسمان نازل میشود شما را از نفس کشیدن محروم میکند

بنابراین تلاش کن که قلبی شجاع داشته باشی."

Written by: Hamid Zarei

نویسنده: حمید زارعی

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 خرداد 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

من همان جوان پیرم

که سالکان خلافت

خط زده اند نامم را

به جرم اعتلای عطوفت

"در محکمه ای که عاشقان  گنه کارند همه آرزویم طناب دار است..."

نویسنده:حمید زارعی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

در پناه عشق  و در آغوش شب

در اوج دلدادگی و با دلواپسی.

یادت را ندامت می کنم

مبادا آموخته باشی فاصله ها را

اندیشه هایت را می ستایم

اگر بر تن بپوشی خنده هایت را

از تو دارم یادگار شبانه ها را

آرمیدن در پناه عاشقانه هارا

در این بیهوده بازار تنهایی

ثانیه های سرد بی تو بودن را

باخته ام

کافیست بدانی

نقطه صفر من پیوسته

با یادگار نگاه دلنشین تو

انتظار بودنت را

با خود هجی می کند

نویسنده:حمید زارعی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 5 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()


از فراسوی جان  تانغمه سرای  جنون

دریغا سخن   خلوت سرای آشنایی را...

مینویسم تا بدانی           حصار تلخ غریبی را

در هراس آسودگی ها     در کمین آوارگی ها

در پی هق هق شبها    بر سر مزار نامها

ای بهار حسرت و آه    ای تو که رفتی از اینجا

گو مبارک باشد این فصل    تازگی را عاشقی را(طعنه)

شعر من پیروز شد اینبار     حس تو پیوسته بیمار

تا قیامت جاوید باشد    طعم آن نگاه جاندار

لاله ام غرق عطش شد   پیوند ما آغاز غم شد

اشک من دریای خون گشت    عشق من خود جنون شد

آن بینهایت راهی ندارد    مسلخ ما سویی ندارد

گویی گمشده ام در آستانم    فردای ما نوری ندارد...

"  هر لحظه تو را خواهم ستود با اشک شوق وصل یار 

ای کاش پاکبازان ره عشق را جای آرمیدن باشی."

نویسنده :حمید زارعی

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 فروردین 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

 

آه!

ای سرور گمشده ام در اوج مردگی ها

من تو را به بهاران قول داده بودم..

و در همهمه نور های بی انتها

نقش نیک تو را بر آستانه جانم حک کرده ام

لیکن در سوگ تو خاموش مانده ام از عدول آشنایی...

آه!

نمی دانم..

شاید تو مرا باخته ای و خود نمیدانی./

نویسنده : حمید زارعی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 فروردین 1393 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

آسوده شبی در پیچش ایام گهربار و ستبر

خفته در آغوش رویاها    اما هوشیار

خواب دیدم خواب می بینم

 

  در سایه اوهام خیال هایی همسفر باد می بینم

و آشیانه لاله های خوش رنگ  را سازو برگ راه

یا که قدعی سرشار ازا شک و شراب  را

 در ورای خودستایی ها نهان

بار  هاخواب دیدم تو را

و باران دامان گیر اشکهایم را بی تاب  سرپناه

 

گاه نفسم از این همه بد  می گیرد

آنگونه که  گریه ام بیصدا می میرد

گویی با آشیانه غم عهد اخوت دارم

نیستی و  غروب لحظه هایم بی تو  مات است

آه ای شبنم تنهایی تو شاهد باش

در این ورطه عاشقی سوزناک است

 

گرچه همواره  آسمان دلم ابری است

  لیکن  بادبان صبر م در پناه یاد تو برپاست

و عمریست زاهد کوی محبت به توام

نمی دانم چرا تو معنای ستایش را ندانستی


حال در این روزگار پر ایهام

بایستی سکوت خنده هایم را  آغاز دوباره ها  بخوانم 

و در سنای  تشویش  عاشقانه ها 

تابش فصل پژمرده بینوایان  را  معراج غم بدانم

 

" عشق آن است که بر خوانگاه خواب های سیال جاری باشد

لیکن  در دنیای بیداری عشق را بایستی  در تپش نان دید..."


نویسنده:حمید زارعی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 مهر 1392 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()


دلم از بهر مروارید خیال خام دارد در پیش

دلم دریای طوفان است

 شب باران دارد در پیش

دلم از بهر لبخندی هزار رویا دارد در پیش

دلم ساز و کمان دارد

نسیم ناب دارد در پیش

دلم از بهر دلدارش هزار سودا دارد در پیش

دلم زلال احساس است

طنین یار دارد در پیش

دلم از بهر سوز خویش همی آواز دارد در پیش

دلم درگیر  دلتنگی است

شوق دیدار دارد در پیش

دلا ای دل بگو از عشق

همان زیبای خوش حاصل

دلا ای دل بگو از یار

همان که دادمان بر باد

دلم در اوج احساسش

هزاران راز دارد در خویش

دلم از بهر این جانان

سکوت و آه دارد در پیش

درهجوم موزون فاصله ها "او"

تجلی گوهر یاس  را در ادراک  مرگ  تماشامیکرد"

نویسنده:حمید زارعی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 14 مهر 1392 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

"او " زندگی را در رنگ   برگ معنا می کرد

یا خواب را در رویای اندوه تماشا می کرد

نرم نرمک گل را با بوستان  آشنا می کرد

رو می بست و از کمین غم گذر می کرد

در سرای عاشقی مدام مدهوش یک نگاه

دلش را در دبستان  غصه ها پیدا می کرد...

نویسنده:حمید زارعی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 مهر 1392 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()

Far away…(free verse)

دور افتاده...(شعر آزاد)

I peered so far away

دور دست ها را نگریستم

 As I found your beauty out of display

همین که نگاره ات را نیافتم

(زیبائیت را بدور از نمایش یافتم)

Since you are far away

از آن هنگام که در دور دست ها هستی

The scarce of bliss

نبود خوشبختی

Dare me to hear the sign of shame

جرات شنیدن ندای سرزنش را به من می دهد

Ti's sorrow you left here…

این است سوگی که اینجا رها کردی...

Since you are far away

از لحظه ای که دور افتاده ای

I just embrace the pain

 in the lack of faith

 من فقط درد را بی ایمان در آغوش گرفته ام

Ti's sorrow you left here…

این است سوگی که اینجا رها کردی...

As I found your name out of portray

همین که نامت را دور از تصور(کردن) یافتم

silence has been roaring here forever    

سکوت آهسته و پیوسته در اینجا غرش می کند

And darkness smiling doubtless as well

و به همین منوال تاریکی بی  تردید در اینجا می خندد

 All in all force me to feel gloomy

تمام این ها مرا بر آن می دارد که افسرده باشم

To be heavyhearted

و دلتنگ

Ti's sorrow you left here…

این است سوگی که اینجا رها کردی...

Implore you gently in my eyes

 مهربانانه با چشمانم از تو می خواهم

Falling you back into my heart

که بازگردی و قلبم را تسخیر کنی

Dedicated to: …

تقدیم به : ...

HamidZarei


 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 مرداد 1392 :: نویسنده : حمید زارعی
نظرات ()


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6